۰۳ تیر ۱۳۹۸
تیر ۳, ۱۳۹۸

پیش به سوی رضایت درون!

0 دیدگاه

پیش به سوی رضایت درون!

همه ما گذشته را پشت سر گذاشته ایم و آینده را پیش رو داریم؛ گذشته ای که از دست رفته است و آینده ای که از آن چیز زیادی نمی دانیم. همه ما چون انسان هستیم و به ناچار، نواقصی داریم، در طول زندگی، احساس ناکامی و درماندگی را تجربه می کنیم. بزرگ تر که شدیم به این نتیجه می رسیم .

که لزوما امکان دستیابی فوری به تمامی امیال و آرزوهایمان وجود ندارد. مشکلات و سختی ها در زندگی برای همه انسان ها به وجود می آید. بهترین آنها کسانی اند که با دیدگاهی روشن و دقیق، آن را شکافته و در پی حل آن باشند؛ نه این که فکر کنند مرور زمان، آن را حل می کند.«مشکلات! هیچ چیز نیست جز مشکل، یکی بعد از دیگری!». شما هم مردمی را می شناسید که زندگی برای شان چنین تعریفی دارد. اینها کسانی هستند که به دنیا اخم می کنند و به آن، تهمت می زنند که برای شان تولید مشکل می کند «یکی بعد دیگری». آنها به مشکلات، مثل ابرهای تیره ای نگاه می کنند که بالای سرشان قرار دارد. انسان ها باید بیاموزند که زندگی شان تحت اراده شان باشد؛ مانند یک راننده که اختیار حرکت اتومبیل خود را کاملاً در دست دارد، و اگر زمانی اشتباه کند، شاید دچار حوادث خطرناکی گردد. انسان باید در زندگی خود، قدرت، اراده و نفوذ داشته باشد تا در مشکلات زندگی، شکست نخورد و راه حل آن را بیابد.

تکنیک هایی برای رسیدن شما به رضایت درون و موفقیت خاطر
با خدا ارتباط خوبی برقرار کنید: به خدا توکل کنید.هرچه ارتباط شما با خدا این نیروی عظیم وخرد لایتناهی بیشتروبیشترشود آرامش ونشاط بیشتری را در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود ترس واضطراب بیشتری بر شما چیره می شود.

ازآنچه هستید راضی باشید: بدن وسیله زندگی است نه جوهر.آن قدرکه ما انسانها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم یک درخت با تنه اش مشخص نمی شود.تجربیات ما باید مثل درخت به ما شکل بدهد ولی این کار را نمی کند.فقط جوهره وجودمان است که با شرایط محیط از بین نمی رود، شکسته نمی شود ویا درمعرض دید وبررسی دیگران قرار نمی گیرد.وجود داشتن پر معنا وپر مفهوم است.من وجود دارم، من هستم، من این جا هستم، من در حال شدن هست، تنها من هستم که زندگی را می سازم و..هر کدام از ما انسانها در این دنیا ماَموریتی خاص داریم.باکمک به دیگران ومهرورزی به آنان باعث تکامل روحمان می شویم.رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است وزندگی ما به منزله یک سفراست و هدف نیست.

بر آرامش درونی تمرکز کنید: در دل توفان هم آرامش نهفته است.مهم نیست که درهرزمانی از روز چه اتفاقی بیفتد.هر چه مسایل به نظر مشکل وپر دردسر بیایند و هر چه قدر که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم باید فقط به خلوتگاه درون خویش برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم.برای دسترسی به خلوتگاه درونی چشمهایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور کنید.این فضا جایی است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد.به آن جا بروید واز دوردست استاد معنویتان از راه میرسد در گوشتان زمزمه می کند.